به دستور مسئولان امنیتی و برای حفظ زیرساختهای سایبری کشور از حملات دشمن، دسترسی عموم به اینترنت بینالملل قطع شدهاست تا دشمن نتواند مردم را از خدمات اینترنت داخلی نظیر تحویل دارو با نسخه الکترونیکی، تماشای فیلم، برگزاری وبینار، خریدهای اینترنتی، آموزش مدارس و دانشگاهها، تاکسیهای اینترنتی و… محروم کند.
طی سالهای اخیر، یکی از اصلیترین توجیهات محدودسازی پلتفرمهای جهانی در کشور، عدم همکاری شرکتهای خارجی با قوانین داخلی عنوان شده است؛ این که برخی شبکههای اجتماعی حاضر نشدهاند در ایران دفتر رسمی داشته باشند یا به الزامات مورد نظر نهادهای مسئول تن دهند.
دکتر سید ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی و رئیس پیشین مرکز ملی فضای مجازی منتقد سیاست های کنونی اینترنت است
محدودیت اینترنت در زمان بحران، امری کاملا منطقی، عالمانه و مبتنی بر دیدگاه کارشناسی است. اما تجربه سال های اخیر در کشور ما، فضای متفاوتی از این رویه است.
متن حاضر پدیده «اینترنت طبقاتی» را از منظر اندیشمندانی چون آلتوسر و گرامشی تحلیل میکند
طالبان که به دلیل هزینه بالای فیلترینگ، از مسدود کردن برخی برنامهها و سایتها ناامید شده، به این نتیجه رسیده که کمهزینهترین گزینه، محدود کردن دسترسی شهروندان به اینترنت پرسرعت است، لذا قطع اینترنت پرسرعت فیبرنوری و سپس محدود کردن اینترنت بیسیم، در ولایات مختلف افغانستان به اجرا درآمده است.
با گذشت بیش از ۲ هزار ساعت از قطع سراسری شبکه، مبالغ اینترنت بینالملل از جیب کاربران کماکان در حال کسر شدن است و ارائه خدمات به آنها، منوط به اینترنت ملی شده است.
بزرگترین دشمن امنیت سایبری ما، شاید نه هکرهای بینالمللی، که خود قطعی اینترنت باشد. در حالی که فکر میکنیم با قطع شبکه، دشمن را در بیرون مرزها نگه داشتهایم، در حقیقت داریم زامبیهای دیجیتال را در دل سیستمهایمان تغذیه میکنیم.