سه‌شنبه / ۱۷ شهریور / ۱۴۰۵ Tuesday / 8 September / 2026
×

یکی از پرسش‌هایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح می‌شود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر می‌شود ؟
برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار می‌رود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان می‌دهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پس‌انداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکل‌گیری مالکیت دارند.
بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده می‌شود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید می‌کند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش می‌یابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.

شغل، کلید اصلی خانه نیست؛ نقش سن و انباشت دارایی در مالکیت مسکن خانوارهای ایرانی
  • کد نوشته: 61090
  • 8 سپتامبر
  • 0 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • اشتغال سرپرست خانوار؛ شرط کافی برای مالکیت مسکن نیستترکیب اشتغال خانوارهای شهری

    بررسی داده‌های طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که رابطه میان اشتغال سرپرست خانوار و مالکیت مسکن به این سادگی نیست و داشتن شغل به‌تنهایی نمی‌تواند مالکیت مسکن را تضمین کند.

    در این بررسی، وضعیت مالکیت مسکن خانوارها بر اساس وضعیت فعالیت سرپرست خانوار مقایسه شد. نتایج نشان داد در مجموع از میان ۱۹ هزار و ۳۴۷ خانوار شهری بررسی‌شده، ۷۲.۷ درصد مالک مسکن و ۲۷.3 درصد غیرمالک بوده‌اند.

    در میان خانوارهایی که سرپرست آنها شاغل است، سهم مالکیت مسکن ۶۳.۹ درصد به دست آمد؛ یعنی حدود ۳۶ درصد از این خانوارها همچنان غیرمالک هستند. این رقم حتی پایین‌تر از میانگین کل خانوارهای شهری است. اشتغال و داشتن درآمد فعال، اگرچه می‌تواند ظرفیت مالی خانوار را افزایش دهد، اما به‌تنهایی برای دستیابی به مالکیت مسکن کافی نیست.

    یکی از توضیحات احتمالی این است که بخشی از خانوارهای شاغل، خانوارهای جوان‌تر یا خانوارهایی هستند که در سال‌های ابتدایی تشکیل زندگی قرار دارند و هنوز فرصت کافی برای پس‌انداز، انباشت سرمایه و ورود به بازار خرید مسکن پیدا نکرده‌اند.در مقابل، خانوارهایی که سرپرست آنها در گروه دارای درآمد بدون کار  قرار می‌گیرند، بالاترین سهم مالکیت را ثبت کرده‌اند. در این گروه، 86 درصد خانوارها مالک مسکن بوده‌اند و تنها ۱۳.۳ درصد غیرمالک بوده‌اند. این فاصله نشان می‌دهد مالکیت مسکن بیشتر از آنکه فقط به وضعیت درآمدی فعلی وابسته باشد، می‌تواند نتیجه سابقه اقتصادی خانوار، دارایی‌های انباشته‌شده و منابع درآمدی غیرشغلی باشد.

    در گروه خانوارهایی که سرپرست آنها بیکار است، سهم مالکیت مسکن ۵۸.۶۴ درصد گزارش شد و ۴۱.۳۶ درصد از این خانوارها غیرمالک بودند. البته باید توجه داشت که تعداد این گروه در نمونه محدودتر بوده و تنها ۲۲۰ خانوار را شامل می‌شود؛ بنابراین مقایسه آن با گروه‌های بزرگ‌تر باید با احتیاط انجام شود.

    مالکیت_مسکن_بر_اساس_وضعیت_فعالیت_سرپرست

    آیا تعداد افراد شاغل بیشتر، مالکیت مسکن را افزایش می‌دهد؟

    یکی از پرسش‌های مهم دیگر این است که آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار می‌تواند احتمال مالکیت مسکن را افزایش دهد؟ انتظار می‌رود با افزایش تعداد افراد دارای درآمد فعال، ظرفیت مالی خانوار برای پس‌انداز و خرید مسکن بیشتر شود؛ اما بررسی داده‌های سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد رابطه میان تعداد اعضای شاغل خانوار و مالکیت مسکن، رابطه‌ای ساده و خطی نیست.

    رابطه_تعداد_اعضای_شاغل_خانوار_و_مالکیت

    نتایج نشان می‌دهد خانوارهایی که هیچ عضو شاغلی ندارند، با سهم مالکیت ۸۴.۸۵ درصدی بالاترین نرخ مالکیت مسکن را به خود اختصاص داده‌اند. این نتیجه با انتظار اولیه درباره نقش اشتغال در مالکیت متفاوت باشد، اما با توجه به ترکیب این گروه قابل توضیح است. بخشی از این خانوارها را می‌توان شامل خانوارهای بازنشسته، دارای درآمدهای غیرشغلی یا خانوارهایی دانست که در سال‌های گذشته امکان پس‌انداز و انباشت دارایی داشته‌اند و اکنون بدون داشتن عضو شاغل، همچنان مالک مسکن هستند.

    در مقابل، خانوارهای دارای یک عضو شاغل که بزرگ‌ترین گروه نمونه را تشکیل می‌دهند، با ۱۰ هزار و ۶۳۰ خانوار، سهم مالکیت ۶۵.۳۱ درصدی دارند. پایین‌تر بودن نرخ مالکیت در این گروه می‌تواند به حضور بیشتر خانوارهای جوان‌تر، خانوارهای تازه‌تشکیل‌شده یا خانوارهایی مرتبط باشد که هنوز فرصت کافی برای تبدیل درآمد جاری به دارایی مسکن پیدا نکرده‌اند.

    در خانوارهایی که دو عضو شاغل یا بیشتر دارند، سهم مالکیت به ۷۴.۸۵ درصد افزایش پیدا می‌کند. این افزایش نسبت به خانوارهای تک‌شاغل نشان می‌دهد افزایش تعداد افراد دارای درآمد، در صورت پایدار بودن درآمدها، می‌تواند توان اقتصادی خانوار برای ورود به بازار مسکن را تقویت کند.

    سن سرپرست خانوار؛ متغیری کلیدی در توضیح مالکیت مسکن

    نتایج بررسی‌های قبلی نشان داد که وضعیت اشتغال و تعداد افراد شاغل خانوار، اگرچه می‌تواند بر ظرفیت اقتصادی خانوار اثرگذار باشد، اما به‌تنهایی نمی‌تواند تفاوت‌های موجود در مالکیت مسکن را توضیح دهد. همین موضوع باعث شد در مرحله بعد بررسی شود که آیا رابطه مشاهده‌شده میان اشتغال و مالکیت مسکن، پس از در نظر گرفتن ویژگی‌های جمعیتی خانوار همچنان برقرار می‌ماند یا خیر.

    رابطه سن سرپرست و مالکیت مسکن

    از آنجا که سن سرپرست خانوار می‌تواند نشان‌دهنده مرحله‌ای از چرخه زندگی خانوار، مدت زمان حضور در بازار مسکن، فرصت پس‌انداز و امکان انباشت دارایی در طول زمان باشد، این متغیر در مدل اقتصادسنجی نیز وارد شد تا اثر آن در کنار سایر عوامل بررسی شود.

    نتایج مدل لجستیک نشان داد که سن سرپرست خانوار یکی از مهم‌ترین عوامل مرتبط با مالکیت مسکن است. بر اساس نتایج مدل، با افزایش هر سال به سن سرپرست خانوار، شانس مالکیت مسکن حدود ۶.۸ درصد افزایش پیدا می‌کند. این نتیجه نشان می‌دهد حتی پس از کنترل عواملی مانند تعداد اعضای شاغل خانوار و وضعیت فعالیت سرپرست، رابطه مثبت میان سن و مالکیت مسکن همچنان پابرجا باقی می‌ماند.

    بررسی توصیفی داده‌ها نیز این الگو را تأیید می‌کند. در خانوارهایی که سرپرست آنها کمتر از ۳۰ سال دارد، تنها ۲۵.۱۶ درصد مالک مسکن هستند؛ در حالی که این سهم در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر به ۸۸.۷۲ درصد می‌رسد.

    مالکیت مسکن نتیجه یک فرآیند بلندمدت اقتصادی است که در آن عواملی مانند سال‌های حضور در بازار کار، امکان پس‌انداز، تشکیل سرمایه و انباشت دارایی در طول چرخه زندگی خانوار نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

     

    نیکا موتور - ECO10

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    15 − چهارده =